خنياگر ِ غمگينيست
که آوازش را از دست داده است.
زبان ِ سخن بود
| هزار کاکُلي شاد |
|
| در چشمان ِ توست |
در گلوی من.
ای کاش زبان ِ سخن بود
آنکه ميگويد دوستات ميدارم
دل ِ اندُهگين ِ شبيست
که مهتاباش را ميجويد.
زبان ِ سخن بود
هزار ستارهی گريان
در تمنای من.
ای کاش زبان ِ سخن بود

